تجارت باینری آپشن

مفهوم باز و بسته شدن قیمت

از دیدگاه تحلیل‌گران ژاپنی شکاف قیمتی چند نوع می‌باشد؟

آموزش کامل ۱۵ الگوی معروف نمودار شمعی در تحلیل تکنیکال

نمودارهای شمعی (Candlesticks) یکی از رایج‌ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال، برای بررسی الگوها و روندهای قیمتی است. این نمودارها قرن‌هاست که برای شناسایی و پیش‌بینی الگوهای قیمتی مورد استفاده معامله گران و سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد. در ادامه می‌توانید با برخی از مهم‌ترین و مشهورترین الگوهای نمودار شمعی آشنا شده و در تحلیل تکنیکال خود از آن‌ها کمک بگیرید.

سرفصل‌های این آموزش

چگونه از الگوهای نمودار شمعی استفاده کنیم؟

در واقع الگوهای شمعی بی‌شماری وجود دارد که معامله گران می‌توانند به کمک آن‌ها، ناحیه‌های موردنظر خود را در یک نمودار شناسایی کرده و درباره آینده آن تصمیم‌گیری کنند. از این موارد می‌توان برای معاملات روزانه، معاملات نوسان گیری (Swing) و حتی معاملات بلندمدت استفاده کرد. در حالی که برخی از الگوهای شمعی ممکن است نقطه‌نظر و دیدگاهی در مورد تعادل بین خریداران و فروشندگان ارائه دهند، برخی دیگر از این الگوها ممکن است نشان‌دهنده تغییر یا ادامه روند و یا عدم تصمیم‌گیری باشند.

باید توجه داشت که الگوهای شمعی تنها معیار و سیگنال خریدوفروش نیستند. در عوض از آن‌ها به عنوان راهی برای بررسی ساختار بازار و یافتن نشانه‌ای بالقوه از یک فرصت پیش رو استفاده می‌شود. به همین ترتیب، بررسی الگوها همیشه مفید است.چراکه نشانه‌های گسترده‌تر در فضای بازار و سایر عوامل بازار، می‌تواند در این الگوها نمود پیدا کند.

به طور خلاصه، مانند سایر ابزار تجزیه‌وتحلیل بازار، الگوهای شمعی نیز در ترکیب با دیگر روش‌ها و تکنیک‌ها، کاربرد دارند. این تکنیک‌ها ممکن است شامل روش ویکوف (Wyckoff Method)، نظریه امواج الیوت و نظریه داو باشد. همچنین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال، مانند خطوط روند ، میانگین متحرک ، شاخص مقاومت نسبی (RSI) ، استوکاستیک RSI، باندهای بولینگر ، ابر ایچیموکو ، Parabolic SAR یا MACD نیز در این مسئله کاربرد دارند.

مشهورترین الگوهای نمودار شمعی

الف – الگوهای بازگشت صعودی

چکش (Hammer)

شکل این الگو، به صورت شمعی است که دم یا فتیله آن در سمت پایین تشکیل‌شده است و اندازه این فتیله حداقل دو برابر بدنه اصلی شمع است. تصویر این شمع به خوبی شکل چکش را تداعی می‌کند.

چکش نشان می‌دهد که اگرچه فشار فروش در این بخش زیاد بوده است، اما بازار گاوی یا صعودی قدرتمند ظاهرشده است و توانسته بر این حجم بالای فروش غلبه کند. به‌طورکلی چکش را به عنوان نشانه تغییر بازار می دانند. چکش می‌تواند به رنگ قرمز یا سبز باشد، اما چکش‌های سبز نشان‌دهنده قدرت بیشتر بازار گاوی از بازار خرسی است، در نتیجه می‌توان نتیجه گرفت تمایل بازار به صعود قیمت است.

چکش وارونه

این الگو که به نام چکش معکوس نیز شناخته می‌شود، دقیقاً مانند الگو چکش است. اما فتیله بلند آن در قسمت بالای بدنه تشکیل می‌شود. درست مانند الگوی چکش، اندازه فتیله بالایی باید حداقل دو برابر خود بدنه شمع باشد.

یک چکش وارونه در کف روند نزولی رخ داده و می‌تواند نشان‌دهنده یک برگشت بالقوه به سمت بالا و تغییر جهت روند باشد. فتیله بالایی تشکیل‌شده در شمع نشان می‌دهد که اگرچه فروشندگان تلاش کرده‌اند قیمت نزدیک به قیمت شروع، بسته شود اما قیمت از مسیر حرکتی نزولی درآمده است. به‌این‌ترتیب، چکش وارونه ممکن است نشان‌دهنده این باشد که خریداران به‌زودی کنترل بازار را به دست می‌گیرند.

سه سرباز سفید

الگوی سه سرباز سفید از سه شمع سبز متوالی تشکیل می‌شود، هر یک از آن‌ها در بدنه شمع قبلی باز می‌شوند و در سطحی بالاتر از حد شمع قبلی خود بسته می‌شوند.

به طور ایده آل، در این شمع‌ها نباید فتیله‌های بلند به سمت پایین تشکیل شود. در این صورت سه سرباز سفید به معنای فشار خرید مداوم و نهایتاً افزایش قیمت است. البته از اندازه شمع‌ها و اندازه فتیله‌ها می‌توان بازار را قضاوت کرد و پی به‌احتمال ادامه حرکت یا اصلاح احتمالی قیمت برد.

هارامی صعودی

الگوی هارامی صعودی، تشکیل‌شده از یک شمع قرمز بلند است که به دنبال آن یک شمع سبز کوچک‌تر تشکیل می‌شود و همچنین شمع سبز کاملاً در بدنه شمع قرمز جا می‌شود.

هارامی صعودی می‌تواند طی دو یا چند روز آشکار شود و این الگویی است که نشان می‌دهد نیروی فروش در حال کند شدن است و احتمالاً فروش به‌زودی پایان یابد.

ب – الگوهای وارونه نزولی

مرد به دار آویخته (Hanging Man)

الگوی مرد دار آویخته تقریباً معادل نزولی الگوی چکش است. به‌طورمعمول در انتهای یک روند صعودی شمعی با بدنه‌ای کوچک در بالای شمع و فتیله‌ای بلند، به سمت پایین (شبیه واژه انگلیسی T) شکل می‌گیرد.

فتیله به سمت پایین نشان‌دهنده آن است که فروش زیادی در جریان بوده است، اما با این وجود خریداران موفق شدند کنترل قیمت را پس بگیرند و قیمت را بالاتر ببرند. باید در نظر داشت، پس از یک روند قیمتی صعودی طولانی‌مدت، فروش این‌چنینی، ممکن است به عنوان هشداری مبنی بر اینکه خریداران به‌زودی کنترل بازار را از دست می‌دهند و روند نزولی آغاز می‌شود؛ تلقی شود.

ستاره دنباله‌دار

الگوی ستاره دنباله‌دار نوعی از شمع‌ها است که دارای یک فتیله بلند در قسمت بالایی و گاهی هم دارای یک فتیله کوچک در بخش پایین است. البته گاهی فتیله کوچک پایینی تشکیل نمی‌شود. بدنه شمع در اندازه‌ای کوچک است و معمولاً در نزدیکی سطح پایینی شمع تشکیل می‌شود. ستاره دنباله‌دار شکلی مشابه چکش وارونه دارد اما برخلاف چکش وارونه، در پایان یک روند صعودی تشکیل می‌شود.

این الگو نشان می‌دهد که بازار به بالاترین سطح رسیده است اما پس‌ازآن فروشندگان کنترل را در دست گرفته و قیمت را به پایین نزول داده‌اند. برخی از معامله گران ترجیح می‌دهند تا چند شمع بعدی هم برای تائید الگو تشکیل شود، سپس تغییر روند برایشان ثابت‌شده و بر اساس آن تصمیم‌گیری می‌کنند.

سه کلاغ سیاه (Three black crows)

الگوی سه کلاغ سیاه از سه شمع قرمز متوالی ساخته‌شده است که هر یک از آن‌ها در راستای بدنه شمع قبلی باز یا آغاز می‌شوند و در سطحی پایین‌تر از سطح شمع قبلی بسته می‌شوند.

این الگو معادل نزولی سه سرباز سفید است. در حالت ایده آل، این شمع‌ها نباید دارای فتیله‌های بلند به سمت بالا باشند. از اندازه شمع‌ها و طول فتیله‌ها می‌توان برای قضاوت در مورد ادامه استفاده کرد و پی به‌احتمال ادامه حرکت یا اصلاح احتمالی قیمت برد.

هارامی نزولی

هارامی نزولی یک شمع به رنگ سبز و بلند است و به دنبال آن یک شمع قرمز کوچک‌تر تشکیل می‌شود و همچنین شمع قرمز کاملاً در بدنه شمع سبز جا می‌شود.

هارامی نزولی می‌تواند طی دو یا چند روز آشکار شود و این الگویی است که نشان می‌دهد نیروی خرید در حال کند شدن است و معمولاً در پایان یک روند نزولی آشکار می‌شود.

پوشش ابر سیاه (Dark cloud cover)

الگوی پوشش ابر سیاه از یک شمع قرمز تشکیل‌شده است که در بالای یک شمع سبز قبلی خود باز می‌شود اما این شمع، در زیر نقطه میانی شمع قبلی خود بسته می‌شود.

اغلب این الگو می‌تواند با حجم زیاد همراه بشود، که نشان‌دهنده آن است که حرکت ممکن است از روند صعودی به روند نزولی تغییر جهت دهد. معامله گران برای تائید این موضوع ممکن است منتظر شمع قرمز سوم در الگو شوند.

پ – الگوهای ادامه‌دار

الگو سه‌گانه صعودی(Rising three methods)

این الگو در یک روند صعودی اتفاق می‌افتد، جایی که سه شمع قرمز متوالی با بدنه‌هایی کوچک در روند صعودی به دنبال یکدیگر در نمودار ظاهر می‌شوند. در حالتی ایده آل، شمع‌های قرمز نباید محدوده شمع قبلی خود را نقض کنند.

ادامه‌دار بودن این روند با ظاهر شدن یک شمع سبز با بدنه‌ای بلند تائید می‌شود، که نشان‌دهنده آن است که گاوها دوباره کنترل روند را در دست گرفته اند و روند صعودی ادامه دارد.

الگو سه‌گانه نزولی (Falling three methods)

این الگو نقطه عکس الگو سه‌گانه صعودی است و نشان‌دهنده آن است که ادامه حرکت به سوی روند نزولی است.

دوجی (Doji)

الگو دوجی زمانی تشکیل می‌شود که نقطه باز شدن و بسته شدن یک شمع یکسان باشد (یا بسیار نزدیک به یکدیگر باشد). قیمت می‌تواند به سمت بالا یا پایین نقطه باز شدن شمع حرکت کند اما در نهایت در نقطه باز شدن قیمت یا نزدیک آن بسته می‌شود. به‌این‌ترتیب،از یک الگو دوجی می‌توان بلاتکلیفی بین نیروهای خریدوفروش را مشاهده کرد.

در این الگو، بسته به جایی که خط(Line) باز شدن/بسته شدن شمع اتفاق می‌افتد ، مفهوم باز و بسته شدن قیمت می‌توان دوجی را به شکل‌های زیر تفسیر کرد:

۱- دوجی سنگ قبر(Gravestone Doji) :

شمع وارونه نزولی که از یک فتیله بلند در قسمت بالایی تشکیل‌شده و نقطه باز شدن و بسته شدن شمع نزدیک پایین شمع ظاهر می‌شود.

۲ – دوجی پا بلند (Long-legged Doji) :

شمع بلاتکلیف که دارای دو فتیله هم در قسمت پایین و هم در قسمت بالای شمع است و نقطه باز شدن و بسته شدن شمع هم نزدیک به نقطه میانی ظاهر می‌شود.

۳- دوجی سنجاقک (Dragonfly Doji) :

الگویی است که بسته به شرایط هم می‌تواند صعودی باشد و هم نزولی. این الگو از یک فتیله بلند به سمت پایین ساخته‌شده است و نقطه باز شدن و بسته شدن قیمت هم در نزدیکی سطح بالای شمع نمایان می‌شود.

طبق تعریف اولیه دوجی؛ نقطه باز و بسته شدن شمع باید دقیقاً یکسان باشد اما اگر این نقطه دقیقاً یکسان نباشد اما بسیار به هم نزدیک باشند چه؟ در این حالت با کندل اسپینینگ تاپ (spinning top) مواجهیم. ازآنجایی‌که بازار رمزارزها می‌تواند بسیار بی‌ثبات باشد ، یک دوجی دقیق خیلی نادر رخ می‌دهد. به‌این‌ترتیب اغلب ازاسپینینگ تاپ به جای دوجی استفاده می‌شود.

سخن پایانی

حتی اگر قصد استفاده از الگوهای شمعی را نداشته باشید، آشنایی حداقلی با آن‌ها برای هر معامله‌گری ضروری است.

علاوه بر این استفاده بدون هیچ ابزار دیگری از آن‌ها نیز به‌هیچ‌عنوان توصیه نمی‌شود. آن‌ها می‌توانند بدون شک برای تجزیه‌وتحلیل بازارها مفید باشند، اما فراموش نکنید که بر اساس هیچ اصول علمی یا قانونی‌ای نبوده و تنها نقش بصری نیروهای خریدوفروش هستند.

نمودار های قیمت در تحلیل تکنیکال،نمودار خطی ،میله ای و شمعی

سه نوع اصلی نمودار وجود دارد که افراد مفهوم باز و بسته شدن قیمت سرمایه گذار و معامله گر، بسته به اطلاعاتی که درپی آنند و یا بسته به سطوح مهارت فردی شان مورد استفاده قرار می دهند. این نمودار هاشامل نمودار خطی، نمودار میله ای، نمودار شمعی (کندل استیک) می­باشد. در بخش­های زیر، ما می­خواهیم روی سهام شرکت ایران خودرو (خودرو) با هر سه این نمودار ها آشنا شویم . البته قبل از آشنایی با انواع نمودار لازم است با نمودار های OHLC نیز آشنا شویم.

نمودارهای OHLC

نمودارهای (OHLC) نمودار هایی هستند که چهار قیمت در آنها نمایش داده می شود ، قیمت باز (OPEN)، قیمت بسته (CLOSE) و قیمت بالا (HIGH) و قیمت پایین (LOW) ا را که نمودارهای خطی فاقد آن هستند در اختیار ما قرار می دهند.

قیمت باز (OPEN)

اولین قیمتی که در یک بازه معاملاتی معامله صورت می گیرد

قیمت بسته (CLOSE)

آخرین قیمتی است که در یک بازه معاملاتی در آن قیمت معامله ای صورت گرفته است .

قیمت بالا (HIGH)

بیشترین قیمتی است که در یک بازه معاملاتی در آن قیمت معامله ای صورت گرفته است .

قیمت پایین (LOW)

کمترین قیمتی است که در یک بازه معاملاتی در آن قیمت معامله ای صورت گرفته است .

مثال از این ۴ قیمت و یک بازه معاملاتی

سهام شرکت ایران خودرو در تاریخی به صورت زیر معامله شده است این اعداد مربوط به یک بازه معاملاتی یک روزه است و در پایان روز این اعداد به دست می آید به تصویر زیر دقت کنید

ohlc

در این تصویر قیمت باز (OPEN) ایران خودرو ۳۰۹۸ ریال است ،قیمت بسته (CLOSE) سهم را قیمت معامله که چون پایان روز است در نتیجه قیمت آخرین معامله ما نیز است مقدار ۳۰۷۸ ریال در نظر می گیریم .قیمت بالا (HIGH) سهم در بازه روز ۳۱۱۹ است و قیمت پایین (LOW) سهم مقدار ۳۰۶۰ ریال است . در ادامه می بینیم که با چه شکل هایی می توانیم در نمودار قیمت این اعداد را نشان دهیم.

نمودار خطی

ساده ترین نوع این چهار نمودار، نمودار خطی است، زیرا فقط قیمت­های بسته شدن یک بازه معاملاتی را نشان می دهد مثلا قیمت بسته شدن (close price) در یک روز یک نقطه از نمودار خطی را برای ما می سازدو این خط، با اتصال قیمت های بسته شدن ایجاد می­شود. نمودارهای خطی اطلاعات دیگری از دامنه نوسان معامله در یک بازه زمانی مثل قیمت های بالا، پایین و باز فراهم نمی­کنند. به خاطر اینکه قیمت بسته شدن مهمترین قیمت در تغییرات سهام در نظر گرفته می شود در نمودار خطی اغلب از این قیمت برای ترسیم آن استفاده می کنند . هر چند در نرم افزار های مختلف این موضوع می تواند قابل تنظیم باشد که با چه قیمتی نمودار ترسیم گردد ولی در کل این موضوع مساله مهمی نیست و بهتر است از پیشفرض نرم افزار استفاده کنیم.

%d9%86%d9%85%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%b7%db%8c

نمودار میله ای

نمودار میله ای روی نمودار خطی با افزودن اطلاعات اساسی تر مختلف به هر نقطه داده، اضافه می­شود. نمودار از یک سری خطوط عمودی ساخته می­شود که هر نقطه داده را نمایش می­دهد. این خط عمودی قیمت های بالا (high price) و پایین (low price) در بازه معاملاتی را همراه با قیمت بسته شدن (close price) و باز شدن (open price) نشان می­دهد. قیمت باز و بسته روی خط عمودی با خط تیره افقی نشان داده می­شود. قیمت باز روی نمودار میله ای با خط تیره ای نشان داده می­شود که در سمت چپ میله عمودی قرار دارد. برعکس، قیمت بسته با خط تیره در سمت راست مشخص می­شود. معمولا، اگر خط تیره چپ (باز) پایین تر از خط تیره راست (بسته) باشد، پس آن میله صعودی است، که نشان می­دهد سهم در آن بازه معاملاتی رشد کرده است. میله ای که علامت نزولی باشد ارزش سهام آن طی آن دوره افت کرده است. وقتی این اتفاق بیفتد، خط تیره روی طرف راست (بسته) پایین تر از خط تیره سمت چپ (باز) می­باشد.

ohlc2

میله صعودی و نزولی

در تصویر فوق نحوه نمایش چهار قیمت در یک بازه معاملاتی در یک میله را نمایش می دهد اما در تصویر زیر نیز شکل دو میله صعودی و نزولی را می بینید

barchart

همانطور که در تصویر فوق می بینید میله ما دو حالت صعودی و نزولی دارد تفاوت در این دو حالت در محل باز شدن و بسته شدن است در میله صعودی قیمت پایین باز شده و بالا بسته شده است ولی در میله نزولی قیمت بالا باز شده و پایین بسته شده است.وقتی میلۀ قیمت در سمت راست قرار گیرد، OPEN بالاتر از CLOSE قرار می گیرد و این نشان می دهد که قیمت در پایان روز با کاهش همراه بوده است و این میلۀ قیمت نزولی است.

نمونه نمودار میله ای

تصویر زیر بخشی از سهام ایران خودرو است که به صورت نمودار میله ای هر روز آن نمایش داده شده است .

%d9%86%d9%85%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c

نمودار شمعی

از نظر بسیاری از معامله گران، نمودار شمعی در مقایسه با نمودار میله ای (با وجو اینکه هر دو نمودار OHLC هستند )، از نظر بصری جالب تر و تفسیر آن آسان تر است. هرکدام از شمع ها تصاویری مربوط به حرکات قیمت ارائه می دهند که رمزگشایی آن ها در نمودار آسان است. در نمودار شمعی تحلیل گر قادر است به آسانی رابطه بین قیمت آغازین و پایانی و همچنین بالاترین و پایین ترین قیمت را بررسی و مقایسه کند و ظاهر ملموس تری نسبت به نمودار میله ای دارد.

candlestick2

نمودار شمعی نموداری مفهوم باز و بسته شدن قیمت مفهوم باز و بسته شدن قیمت مشابه نمودار میله ای است، اما شکل نمایش آن فرق دارد. مشابه با نمودار میله ای، نمودار شمعی نیز خط باریک عمدی دارد که بازه معامله در دوره را نشان می­دهد. تفاوت در تشکیل مستطیل پهن روی خط عمودی است که تفاوت بین باز و بسته شدن قیمت را نشان می­دهد. ، نمودار شمعی با رنگ جهت معامله را به شکل خوبی نمایش می دهد. نرم افزار ها و تحلیلگران رنگ های برای نمایش یک شمع صعودی و یا نزولی از رنگ های متفاوتی استفاده می­کنند؛ که البته با یک نگاه ساده شما می توانید این موضوع را تشخیص دهید که کدام شمع صعودی و کدام نزولی است. . وقتی قیمت سهام رشد می کند و قیمت بسته شدن بالای قیمت باز قرار می گیرد، شمع ما معمولا سفید یا روشن خواهد بود. اگر سهام مفهوم باز و بسته شدن قیمت در آن شمع افت کند، این نمودار معمولا قرمز یا سیاه می شود.

%d9%86%d9%85%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%b9%db%8c

چطور با تخفیف کارمزد در صرافی های ارز دیجیتال ثبت نام کنیم؟

نام صرافی تخفیف کارمزد IP خارج از ایران لینک ثبت نام
کوکوین دارد نیاز دارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
کوینکس
دارد نیاز دارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
بیت پین
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
کیوسک دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
بیت ۲۴
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
آبان تتر
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد

توجه: با وجود اینکه دو صرافی کوینکس و کوکوین هر دو فعلا بدون نیاز به تغییر IP فعالیت می‌کنند اما بهتر است برای امنیت بیشتر از IP ثابت خارج از ایران استفاده کنید.

برای ورود به صرافی کوینکس حتما باید با IP خارج از ایران وارد شوید.

آشنایی با گپ یا شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال

حتماً تا کنون برای معامله‌گران و سرمایه‌گذارانی که به علم تکنیکال علاقه‌مند هستند و با کمک نمودارها به تحلیل و پیش‌بینی قیمت می‌پردازند، پیش آمده که روی نمودارهای سهام مختلف، به نقاطی از نمودار برخورد کرده باشند که خالی بوده و کندلی نداشته است. احتمالاً اکنون این سوال در ذهنتان نقش می‌بندد که خب این نقاط چه هستند و چرا به این شکل می باشند؟ به چنین نقاطی در نمودار «گپ» یا «شکاف قیمتی» می‌گویند. نکته‌ی جالب اینکه حتی اگر شما آگاهی چندانی از تحلیل بنیادی و تکنیکال نداشته باشید، با استفاده از این مفهوم کاربردی و یا برخی مفاهیم روانشناسی مهم دیگر می‌توانید به بررسی نمودار قیمتی سهام بپردازید. با این مقاله از سری مقالات آموزش بورس در چراغ همراه باشید تا راجع به گپ یا شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال اطلاعات بیشتری کسب نمایید.

گپ یا شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

گپ یا شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست

گپ یا شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال

گپ یا شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال زمانی اتفاق می‌افتد که یک کَندِل در یک قیمت مشخص بسته می‌شود. (مقاله آشنایی با مفهوم کندل در بورس و تحلیل تکنیکال را مطالعه نمایید.) سپس قیمت پرش می‌کند و روز بعد در یک ناحیه‌ی دیگر باز می‌شود. در فاصله‌ی گپ، عموماً هیچ معامله‌ای توسط معامله‌گران صورت نمی‌گیرد و عرضه و تقاضا مفهوم باز و بسته شدن قیمت در نقطه انتهای گپ برای ارائه‌ی قیمت جدید به توازن خواهد رسید. در واقع، این شکاف‌های قیمتی مناطق مهمی از روند را نشان می‌دهند که به کمک آن‌ها می‌توانیم نقاط ورود و خروج را بهتر تشخیص دهیم. معمولاً این نقاط بر روی نمودارهای کوتاه‌مدت روزانه یا ساعتی مشهودتر از نمودارهای بلندمدت هفتگی و ماهانه می‌باشند. اما چنانچه یک گپ در نمودارهای بلندمدت ظاهر شود، اهمیت بیشتری خواهد داشت. شکاف‌های قیمتی یا به تعبیر ژاپنی‌ها (پنجره)، از مهم‌ترین مفاهیم در تحلیل تکنیکال به حساب می‌آیند. به عنوان یک معامله‌گر باید از شکاف قیمتی و کاربردهای آن‌ها اطلاعات کافی داشته باشید.

جهت کسب اطلاعات بیشتر راجع به شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال می‌توانید در دوره‌ آموزش بورس که تمام مفاهیم بورسی از پایه تا پیشرفته به بهترین شکل ممکن از زبان بهترین اساتید آموزشی در آن آموزش داده شده است، شرکت نمایید.

دلایل ایجاد شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال

دلایل زیادی باعث به وجود آمدن شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال می‌شوند. از جمله این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • بهم خوردن عرضه و تقاضا
  • اخبار مهم و مثبت در صنعت
  • تعدیل مثبت در سوددهی شرکت
  • تقسیم سود نقدی (DPS) در مجمع
  • اخبار و شایعاتی مبنی بر افزایش سرمایه
  • نوسان بیشتر از منفی و یا مثبت ۱۰ درصد
  • انتشار گزارشات مثبت در حد فاصل بین بسته شدن و باز شدن سهام

دقت داشته باشید که هنگام به وجود آمدن شکاف قیمتی نیازی نیست که این گزارشات مستقیماً با بازار مورد نظر مرتبط باشند. بلکه ممکن است بازار تحت تاثیر اخبار دیگر شرکت‌های هم‌گروه، صنعت و یا اخبار مثبت جهانی نیز قرار گیرد.

انواع شکاف قیمتی از دیدگاه تحلیل‌گران ژاپنی

انواع شکاف قیمتی از دیدگاه تحلیل‌گران ژاپنی

از دیدگاه تحلیل‌گران ژاپنی شکاف قیمتی چند نوع می‌باشد؟

شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال از نظر تحلیل‌گران ژاپنی به دو دسته‌ی صعودی و نزولی تقسیم‌بندی می‌شود. در شکاف‌های صعودی، قیمت آغازین کندل امروز از قیمت پایانی کندل دیروز بیشتر خواهد بود (ناحیه‌ی حمایت). اما در شکاف‌های نزولی، قیمت آغازین کندل امروز از قیمت پایانی کندل دیروز کمتر می‌باشد (ناحیه‌ی مقاومت). دقت داشته باشید که اصولاً شکاف های نزولی و صعودی قابلیت تبدیل شدن به حمایت و مقاومت‌های طولانی مدت را دارند. همچنین هر سهمی که وارد یک شکاف قیمتی شود، بالا و پایین گپ به‌عنوان حمایت و مقاومت سهم لحاظ خواهند شد.

انواع شکاف قیمتی از دیدگاه تحلیل‌گران غربی

شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال از نظر تحلیل‌گران غربی به ۵ گروه زیر تقسیم‌بندی می‌شود:

۱. شکاف خستگی یا Exhaustion Gap: این شکاف بعد از یک حرکت تند یا طولانی‌ مدت در اواخر روند رخ می‌دهد و به ما هشدار افزایش شدید حجم معاملات و اتمام روند فعلی را می‌دهند.

۲. جزیره بازگشتی یا Island Reversal: این شکاف خود شامل دو دیگر شکاف است؛ یکی شکافی در جهت روند و دیگری در خلاف جهت روند تشکیل می‌شود. شکاف بازگشتی همان‌طور که از نامش پیداست، بیانگر یک رویداد مهم یعنی بازگشت روند می‌باشد.مفهوم باز و بسته شدن قیمت

۳. شکاف معاملاتی یا Trading & Pattern GAP: در این نوع از شکاف‌های قیمتی، معمولاً رویداد مهمی در بازار رخ نمی‌دهد و غالبا هم بی تاثیر است و در یک روند رنج (خنثی) به وجود می‌آید و در تحلیل تکنیکال دارای اهمیت خاصی نیست.

۴. شکاف تداوم یا Continuation Gap: این شکاف بعد از پرش در یک‌روند و در نیمه‌راه روند رخ می دهد و بیانگر تمایل مفهوم باز و بسته شدن قیمت معامله‌گران به ادامه روند و اعتماد برای ورود به معامله است. نام‌ دیگر این شکاف، شکاف فرار، Runaway Gap و شکاف اندازه‌گیری می‌باشد.

۵. شکاف شکست یا Breakaway Gap: این شکاف قیمتی بسیار مهم می‌باشد زیرا نشان دهنده آغاز یک روند قدرتمند در بازار است. معمولاً هنگام شکست حمایت و مقاومت اتفاق می‌افتد. مهم‌ترین مشخصه‌ی ای گپ ناحیه‌ی Side ways یا ناحیه‌ی متراکم است و قبل مفهوم باز و بسته شدن قیمت از وقوع شکاف شکست، باید سرمایه‌گذاران خرید یا فروش خود را انجام دهند.

سخن آخر

در این مقاله از سایت آموزش چراغ به بررسی مفهوم گپ یا شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال پرداختیم و راجع به انواع آن صحبت کردیم. گفتیم که این شکاف‌ها نقاطی هستند که در آن‌ها هیچ قیمت و حجم معاملاتی دیده نمی‌شود. دقت داشته باشید که گپ‌ها نقطه‌ی کور بازار هستند که هیچ اطلاعاتی در مورد آن‌ها وجود ندارد و گاهی حتی نمی‌توانید که آن‌ها را تحلیل نمایید. بنابراین می‌توان گفت که وجود گپ می‌تواند موجب سردرگمی معامله‌گران شود. اما با این وجود نباید شکاف‌های معاملاتی را بی‌اهمیت خواند، زیرا برای نوسان‌گیران کاربرد مناسبی خواهند داشت. برای کسب دانش و آگاهی بیش‌تر راجع به تحلیل تکنیکال پیشنهاد می‌کنیم که ویدیو آموزش تحلیل تکنیکال مقدماتی را مشاهده نمایید. چراغ به عنوان پلتفرم آموزش و کاریابی در تلاش است تا با بیان نکات آموزشی و مفید بورسی به شما برای سرمایه‌گذاری صحیح در این بازار کمک نماید.

حجم معاملات چیست و چگونه می‌توانیم از آن استفاده کنیم؟

تفاوت سرمایه‌گذاری و معامله‌گری

حجم معاملات (Trade Volume) مجموع تعداد قراردادها یا سهام‌های معامله شده در یک نماد معاملاتی است. حجم معاملاتی را می‌توان در هر نوع نماد و بازارهایی مثل بورس سهام، اوراق قرضه، قراردادهای آپشن، قراردادهای آتی و انواع کالاها به کار برد.

اصول پایه حجم معاملات

حجم معاملات در یک برهه زمانی خاص، مجموع تعداد سهام‌ها یا قراردادهای مبادله شده در یک نماد معاملاتی خاص را اندازه می‌گیرد، که شامل مجموع مقدار سهام‌های مبادله شده بین خریدار و فروشنده می‌شود.

زمانی که مبادلات به صورت فعالانه‌تر انجام می‌شوند، حجم معاملات بالاست و وقتی که مبادلات کمتری بین خریدار و فروشنده انجام می‌شود، حجم معاملاتی نیز پایین است.

هر صرافی در بازار، حجم معاملاتی خاص خود را دنبال می‌کند و اطلاعات مختص به خود را منتشر می‌کند. اطلاعات مربوط به حجم معاملاتی در هر روز، معمولا هر یک ساعت یک بار، تخمین زده می‌شوند و در انتهای هر روز نیز یک شکل کلی و یک اطلاعات منسجم از حجم معاملات آن روز منتشر می‌شود.

سرمایه گذاران همچنین می‌توانند مقدار تغییرات قیمت قرارداد را به عنوان جانشینی برای حجم معاملات دنبال کنند. در این روش، تغییرات قیمت خیلی سریع‌تر از حجم معاملات اتفاق می‌افتد.

این ابزار به سرمایه گذاران درباره میزان فعالیت و نقدینگی بازار می‌گوید. حجم معاملات بالا، نشان دهنده نقدینگی بالای یک نماد معاملاتی است؛ یعنی رابطه بهتر و فعال‌تری بین خریداران و فروشندگان وجود دارد.

وقتی که سرمایه گذاران درباره روند حرکتی در بازار سهام تردید دارند، حجم معاملات در قراردادهای آتی افزایش می‌یابد. این اغلب باعث می‌شود که قراردادهای آتی و آپشن آن سهام نیز فعال‌تر شوند.

در کل، در روزهای باز شدن بازارهای جهانی مثل فارکس (دوشنبه‌ها)، و روزهای بسته شدن بازار (جمعه‌ها) حجم معامله بالاتر است و در روزهای قبل از تعطیلات، معمولا پایین می‌آید.

امروزه، تریدرهای روزانه و شاخص‌های پول در بازار آمریکا، تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین استفاده کنندگان حجم معاملات شده‌اند.

طبق گفته‌های موسسه مالی و بانکداری JPMorgan‌ در سال ۲۰۱۷، سرمایه گذاران راکدی مثل ETFها (صندوق‌های قابل معامله) و حساب‌های سرمایه گذاری کمّی که معاملات الگوریتمی با سرعت بالا انجام می‌دهند، مسئول ۶۰ درصد از کل حجم معاملاتی بودند؛ در حالی که تریدرهای محتاط فاندامنتالی (تریدرهایی که فاکتورهای فاندامنتالی را قبل از سرمایه گذاری بر روی یک سهام ارزیابی می‌کنند)، تنها مسئول ۱۰ درصد از آن بودند.

تریدرها و حجم معاملات

حجم معاملات ارز دیجیتال بیت کوین تحلیل تکنیکال ترید اندیکاتور قراردادهای آتی قراردادهای آپشن

تریدرهای از عوامل مختلفی در تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. حجم معاملاتی یکی از آسان‌ترین فاکتورها برای ارزیابی بازار توسط تریدرهاست.

این ابزار، در طول بالا رفتن سریع قیمت یا پایین آمدن سریع آن، برای تریدرها اهمیت زیادی دارد، چون می‌توانند با استفاده از آن، معاملات خود را تشخیص و سازماندهی کنند.

همچنین حجم معاملات بالا که معمولا با تغییر روند قیمت همراه است، می‌تواند ارزش سهام مورد نظر تریدرها را تقویت کند.

سطوح مختلف حجم معاملات، می‌تواند به تریدرها کمک کند تا تصمیم گیری بهتری برای زمان ورود به بازار داشته باشند؛ تریدرها میانگین حجم معامله در طول روز را، هم برای معاملات کوتاه مدت و هم بلندمدت دنبال می‌کنند، تا بتوانند برای ورود به بازار تصمیم درستی بگیرند. همچنین آنها می‌توانند اندیکاتورهای تکنیکال دیگر را نیز با حجم معاملاتی تلفیق کنند.

نمونه‌ای ساده از حجم معاملات

فرض کنید که بازار شامل دو تریدر است؛ تریدر اول ۵۰۰ سهم از سهام اپل را می‌خرد و ۲۵۰ سهم از سهام آمازون را می‌فروشد. تریدر دوم نیز ۵۰۰ سهم از سهام تسلا را می‌خرد و ۲۵۰ تا از این سهم را به تریدر اول می‌فروشد.

کل حجم معاملات در بازار ۱۰۰۰ است (۵۰۰ سهم اپل + ۲۵۰ سهم آمازون + ۲۵۰ سهم تسلا).

استفاده از حجم معاملات برای بهبود معاملات

حجم معاملات ارز دیجیتال بیت کوین تحلیل تکنیکال ترید اندیکاتور قراردادهای آتی قراردادهای آپشن

حجم معاملات یک مقیاس است که نشان می‌دهد در یک دوره زمانی خاص، چه مقدار از یک دارایی معامله شده است. در بورس سهام، حجم معاملات به صورت تعداد سهم‌های خرید و فروش شده نمایش داده می‌شود و در قراردادهای آتی و آپشن نیز این حجم بر مبنای تعداد قرارداد دست به دست شده نشان داده می‌شود. خود حجم معاملات و دیگر اندیکاتورهایی که از دیتاهای حجم معاملاتی بهره می‌گیرند، معمولا در نمودارهای آنلاین استفاده می‌شوند.

هر از گاهی، نگاه کردن به الگوهای حجم معاملات، می‌تواند قدرت یک سهام یا ارز دیجیتال خاص را نشان دهد. در حقیقت، حجم معاملات نقش مهمی در تحلیل تکنیکال بازی می‌کند.

نکات مهم

  • حجم معاملات می‌تواند یک مقیاس خوب برای تشخیص قدرت بازار باشد. معمولا بازارهایی که دارای حجم معاملات بالایی هستند، روند قدرتمندتر و سالم‌تری دارند.
  • زمانی که در حجم معاملات بالا، بازار ریزش می‌کند، قدرت بازار در روند نزولی بیشتر می‌شود.
  • زمانی که قیمت در روند نزولی بالای بالاتر (Higher High) جدیدی را ثبت می‌کند، باید خیلی مراقب باشید! چون ممکن است روند صعودی شکل بگیرد.
  • اندیکاتورهای حجم موجود (OBV) و کلینگر (Klinger)، ابزارهایی هستند که بر مبنای حجم بازار کار می‌کنند.

اصول اولیه استفاده از حجم معاملات

وقتی که حجم معاملاتی را بررسی می‌کنید، معمولا اطلاعات از قبیل قدرت یا ضعف یک روند را به دست می‌آورید. به عنوان یک تریدر، ما تمایل بیشتری به همراهی با حرکات قوی‌تر داریم و در روندهای ضعیف نیز، ما به دنبال معکوس شدن روند می‌گردیم.

البته این دستورالعمل‌ها همیشه و برای تمام مسائل پاسخگو نیست؛ اما برای تصمیم‌گیری برای ورود به بازار، مناسب است.

۱. تایید روند

یک بازار رو به رشد (نزولی یا صعودی)، باید حجم معاملاتی بالایی داشته باشد. گاوها به افزایش حجم خریداران برای هل دادن قیمت به سمت بالا نیاز دارند؛ کاهش حجم معاملات در روند صعودی، می‌تواند نشانه کاهش جذابیت نماد مورد نظر و در نتیجه، معکوس شدن قیمت باشد.

این یک حقیقت واضح است که ریزش یا جهش قیمت با حجم معاملاتی کم، یک سیگنال خرید یا فروش ضعیف است. ریزش یا جهش قیمت با حجم بالا، سیگنال قوی‌تری ارائه می‌دهد که نشانه تغییر چیزی در آن نماد خاص است.

۲. اشباع حرکت و حجم معاملات

در یک بازار صعودی یا نزولی، ما می‌توانیم اشباع قیمت را ببینیم. اشباع‌ها، حرکات واضحی در قیمت هستند که با افزایش حجم معاملات ترکیب شده‌اند؛ آنها می‌توانند سیگنال‌هایی مبنی بر پتانسیل اتمام روند ارائه دهند.

تریدرهایی که بیشتر صبر کرده‌اند و از عدم دریافت سودهای بیشتر ترس دارند، خریداران را خسته می‌کنند؛ در نتیجه، بازار معکوس می‌شود.

زمانی که بازار نزولی است، نزول بیشتر قیمت تریدرها را تحت فشار قرار می‌دهد و این، بر روی نوسانات تاثیر می‌گذارد و حجم معاملات را افزایش می‌دهد. این نیز می‌تواند سیگنالی مبنی بر اتمام روند نزولی باشد.

۳. نشانه‌های صعودی

حجم معاملات می‎تواند در تشخیص نشانه‌های صعودی بازار مفید باشد. برای مثال،‌ فرض کنید که بر روی یک خط مقاومت که قیمت را پس می‌زند، حجم معاملات افزایش می‌یابد؛ در این حالت، قیمت نیز پس از یک اصلاح کوچک، افزایش پیدا می‌کند.

در یک روند نزولی، باید پایین پایین‌تر (Lower Low) ساخته شود؛ زمانی که این حرکت تمام شد، حجم معاملات کاهش می‌یابد، که این یک نشانه صعودی تلقی می‌شود.

۴. معکوس شدن قیمت

پس از یک حرکت بزرگ قیمتی (بالا یا پایین)، اگر قیمت شروع به بی‌روند یا رنج شدن (Range) با حجم معاملاتی بالا کرد، می‌تواند نشانه‌ای از معکوس شدن قیمت باشد.

۵. بریک اوت‌ها و فیک اوت‌ها

در بریک اوت اولیه از بازار بی روند و یا هر الگوی قیمتی دیگر، افزایش در حجم معاملاتی می‌تواند قدرت روند را بیشتر کند. کم بودن مقدار حجم معاملات، پس زدن قیمت در بریک اوت را نشان می‌دهد، که به آن فیک اوت می‌گویند.

۶. تاریخ حجم معاملات

حجم معاملات باید مربوط به تاریخ اخیر باشد؛ مقایسه حجم معاملات امروز با ۵۰ سال قبل، اطلاعات اشتباهی به ما می‌دهد. هرچه تاریخ حجم معاملات جدیدتر باشد، امکان اتفاق مشابه بیشتر است.

حجم معاملات اغلب به عنوان یک اندیکاتور نقدینگی تلقی می‌شود. بازارهایی مثل بورس سهام که دارای نقدینگی بالایی هستند،‌ به عنوان یک استراتژی ترید کوتاه مدت در نظر گرفته می‌شوند؛ چون در قیمت‌های مختلف، خریداران و فروشندگان زیادی وجود دارند.

۳ اندیکاتور پرکاربرد برای حجم معاملات

حجم معاملات ارز دیجیتال بیت کوین تحلیل تکنیکال ترید اندیکاتور قراردادهای آتی قراردادهای آپشن

اندیکاتورهای حجم معاملات، فرمول‌های ریاضی هستند که به صورت مشترک در بیشتر پلتفرم‌های نموداری وجود دارند.

فرمول کارکرد هر اندیکاتور مقداری با اندیکاتورهای دیگر فرق دارد. تریدرها می‌توانند اندیکاتوری را انتخاب کنند که بهترین عملکرد را برایشان دارد.

استفاده از این اندیکاتورها الزامی نیست؛ اما آنها می‌توانند در تصمیم گیری درست شما را راهنمایی کنند. اندیکاتورهای زیادی برای حجم معاملاتی وجود دارند، اما ما ۳ اندیکاتور با عملکرد خوب را در اینجا بررسی می‌کنیم:

۱. اندیکاتور حجم موجود (OBV)

OBV یک اندیکاتور ساده اما مفید است. در این اندیکاتور، حجم معاملات زمانی افزایش می‌یابد که بازار به انتهای روند صعودی رسیده است. همچنین، حجم معاملات زمانی کاهش می‌یابد که قیمت به انتهای روند نزولی رسیده است.

OBV یک مجموعه از انباشت قیمت یا اشباع را نشان می‌دهد. همچنین می‌تواند واگرایی را نیز نشان دهد؛ مثل زمانی که قیمت بالا برود، اما حجم با نسبت آرامی شروع به رشد کند و یا حجم معاملات کم شود.

۲. اندیکاتور جریان پول چایکین (CMF)

افزایش قیمت باید با افزایش حجم همراه باشد. اندیکاتور CMF بر روی انبساط قیمت در زمانی که قیمت بالاتر از میانگین قیمتی کل روز قرار می‌گیرد، تمرکز دارد، سپس یک ارزش مطابق با قدرت این روند ارائه می‌کند.

اگر حجم معاملاتی در آن افزایش پیدا کند، قیمت نیز افزایش پیدا می‌کند و اگر حجم پایین باشد، قیمت نیز منفی خواهد بود.

CMF‌ می‌تواند به عنوان یک اندیکاتور کوتاه مدت استفاده شود، به این دلیل که نوسان می‌کند؛ اما بیشتر برای نشان دادن واگرایی کاربرد دارد.

۳. اسیلاتور کلینگر (Klinger Oscillator)

نوسان در پایین و بالای خط صفر، می‌تواند سیگنال‌هایی برای خرید و فروش ارائه کند.

اسیلاتور کلینگر انباشتگی قیمت را برای حجم خرید، و پراکندگی قیمت را برای حجم فروش در یک دوره زمانی خاص ارائه می‌دهد.

سخن آخر

حجم معاملاتی یک ابزار کاربردی برای تشخیص روند است. همانطور که می‌بینید، روش‌های زیادی برای استفاده از آن وجود دارد. اصلی‌ترین راه استفاده از آن، تشخیص قدرت یا ضعف بازار و بررسی تاییدیه روند یا معکوس شدن روند است.

اندیکاتورهای مبتنی بر حجم معاملات، برای تصمیم گیری درست برای ورود به بازار به تریدرها کمک می‌کنند.

البته حجم معاملاتی ابزار خیلی دقیقی برای ورود و خروج نیست و باید برای تشخیص این نقاط از رفتار قیمت (Price Action) نیز کمک گرفت.

استراتژی پوزیشن تریدینگ چیست و چگونه برای ترید از آن استفاده کنیم؟

پوزیشن تریدینگ چیست

بازار داغ ارزهای دیجیتال باعث شده است بسیاری برای کسب درآمد از این بازار، به یکی از مرسوم‌ترین روش‌ها یعنی معامله کردن روی بیاورند. ازین‌رو افراد ملزم به شناخت ابزارها و استراتژی‌های متنوع برای کسب سود بیشتر هستند. یکی از رایج‌ترین راهکارها استفاده از استراتژی پوزیشن تریدینگ است. در این مقاله ابتدا به شناخت روش Position trading می‌پردازیم و سپس نحوه استفاده از آن در بازار ارز دیجیتال را توضیح خواهیم داد.

استراتژی پوزیشن تریدینگ چیست؟

پوزیشن به مفهوم ساده به مقدار دارایی یا سهام یا ارز شما در یک بازار مالی گفته می‌شود. برای کسب درآمد از این دارایی‌ها روش‌های متفاوتی وجود دارد. یکی از پرطرفداران‌ترین روش‌ها، نگه‌داری این پوزیشن برای زمانی طولانی است تا ارزش آن بیشتر شود که اصطلاحا به آن هولد کردن پوزیشن گفته می‌شود.

روش دیگر معامله کردن این دارایی در بازه‌های زمانی متفاوت در بازار است. بسته به زمان باز و بسته شدن پوزیشن، به دسته‌های بلند مدت و کوتاه مدت تقسیم می‌شوند. پوزیشن تریدینگ بزرگ‌ترین تایم فریم را در برمی‌گیرد از این‌رو شباهت‌هایی هم به هولد کردن دارد. بنابراین برای استفاده درست از این روش باید با تکنیک‌های position trading آشنا شویم.

پوزیشن تریدینگ چیست

گفتیم که پوزیشن تریدینگ و هولد کردن بسیار به هم شبیه هستند. تفاوت‌های آنها در این است که هولدرها، پوزیشن‌شان را برای مدت طولانی‌تری نگه می‌دارند. اما در position trading نگهداری پوزیشن‌ها محدودتر است و سرمایه‌گذاری روی ترندها و روندهای برتر صورت می‌گیرد. اصولا در این روش از اخبار فاندمنتال بازار مربوطه استفاده می‌شود اما برخی ابزارهای تحلیل تکنیکال نیز در انتخاب زمان ورود به پوزیشن تاثیرگذار هستند. استفاده از این روش اثر نوسانات بازار را روی پوزیشن ما به حداقل می‌رساند.

ممکن است یک پوزیشن از چند ماه تا حتی چند سال نیز باز بماند. با این حال بسته به بازاری که در آن فعالیت می‌کنید احتمالا در یک سال تا ۱۰ بار نیز از این استراتژی بهره ببرید. پس بهتر است با این استراتژی در بازارهای مختلف آشنا شویم. با این حال در تمام معاملات باید حد ضرر را فراموش نکرد.

پوزیشن تریدینگ در بازار ارزهای دیجیتال

بازار بورس که سهام شرکت‌ها در آن قرار دارد به مراتب نسبت به بازارهای فارکس و بازار ارزهای دیجیتال از ثبات بالاتری برخوردار است. همین امر باعث می‌شود فضا برای استفاده از استراتژی پوزیشن تریدینگ مهیا باشد. از آنجا که در بازار بورس تحلیل فاندمنتال شرکت‌ها نقشی اساسی در سرمایه گذاری دارد باید قبل از ورود به پوزیشن‌های بلند مدت، در مورد مدل تجاری شرکت‌ها (Business Model) و ارزیابی بنیادی آنها به خوبی تحقیق شود.

نفت، طلا، نقره، مس و… کالاهایی هستند که همانند بازار سهام، در بازار خود شاهد نوسانات کمتری هستند. بنابراین در معاملات این قبیل کالاها نیز می‌توان از استراتژی پوزیشن تریدینگ بهره برد.

بازار شاخص ها

بازار شاخص‌ها (indices) به گروهی از شرکت‌ها اطلاق می‌شود که لزوما ارتباط خاصی با یکدیگر ندارند و معمولا از لحاظ جغرافیایی به هم نزدیک هستند، مانند نزدک، داو جونز و FTSE 100. به عنوان مثال FTSE100 شاخص سلامت شاخص قیمت ۱۰۰ شرکت برتر انگلستان است. این شاخص‌ها از افت و خیز کمتری برخوردار هستند و معمولا پوزیشن تریدرها در این بازار نیز به خوبی فعالیت می‌کنند.

به دلیل نوسانات موجود در بازار فارکس، پوزیشن تریدرها کمتر سراغ معاملات جفت ارز کشورها می‌روند. تریدرهای روزانه با تکیه بر تحلیل‌های تکنیکال در این بازار فعالیت بیشتری دارند. با این حال برخی اخبار سیاسی تاثیر بسیار زیادی روی روند کلی جفت‌های معاملاتی در دوره‌های ۶ ماهه و بیشتر دارد. ازین رو اگر با استراتژِی position trading وارد این بازار شدید، پیگیر اخباری مانند GDP، NFP، میزان خرده فروشی و غیره باشید.

ارزهای دیجیتال نسبت به سایر بازارهای مالی نوسانات بیشتری را شاهد است. از این نظر تریدرها تنها زمانیکه در بازار حباب به وجود می‌آید از تکنیک پوزیشن تریدینگ استفاده می‌کنند و قبل از ترکیدن حباب پوزیشن خود را می‌بندند. کریپتوکارنسی‌ها به شدت پرنوسان هستند و تریدرها باید برای سرمایه گذاری‌های بلند مدت حتما ریسک‌های این روش را بسنجند.

تکنیک‌های پوزیشن تریدینگ

همانطور که در بالا اشاره شد پوزیشن تریدرها هم از بررسی‌های فاندمنتال و هم تحلیل‌های تکنیکال استفاده می‌کنند. در اینجا به چند تکنیک مهم اشاره می‌کنیم.

میانگین متحرک ۵۰ روزه

اندیکاتور میانگین متحرک ۵۰ روزه (MA) در بین پوزیشن تریدر‌ها بسیار استفاده می‌شود. میانگین متحرک‌های ۱۰۰ و ۲۰۰ روزه نیز به دلیل اینکه هم مضربی از ۵۰ هستند و هم اینکه می‌توانند روندهای بلند مدت را مشخص کنند مهم هستند. زمانیکه متحرک ۵۰ روزه متحرک‌های ۱۰۰ و ۲۰۰ روزه را قطع کند نشانگر آغاز یا پایان یک روند بلند مدت است که برای پوزیشن تریدرها بسیار حائز اهمیت است.

سطوح حمایت و مقاومت

برای تشخیص دو سطح حمایت و مقاومت درهر نمودار نیاز به آنالیز قوی رفتارهای چارت وجود دارد. همچنین باید در نظر گرفت که این سطوح در روندهای مفهوم باز و بسته شدن قیمت صعودی و نزولی، می‌توانند به یکدیگر تبدیل شوند. از اندیکاتورهای مختلفی همچون اندیکاتور فیبوناتچی در تشخیص سطح حمایت و مقاومت استفاده می‌شود.

اصلاح قیمت در پوزیشن تریدینگ

شکست روند

این شکست‌ها به دلیل اینکه نشان‌دهنده روند بعدی بازار هستند برای پوزیشن تریدرها از اهمیت بالایی برخوردار هستند. زمانیکه قیمت یک دارایی از سطوح حمایت و یا مقاوت آن خارج شود، شکست روند اتفاق می‌افتد. ایده استفاده از شکست‌ها به این صورت است که اگر سطح مقاومت شکسته شود تریدرها وارد پوزیشن خواهند شد. با اینحال برای استفاده از این تکنیک باید از تشخیص درست شکست‌ها مطمعن باشید.

اصلاح قیمت‌ها

اصلاح قیمت یک دارایی به حالتی گفته می‌شود که در حین روند کلی آن، قیمت برای مدت کوتاهی در جهت مخالف روند حرکت کند. پوزیشن تریدرها از اصلاحات قیمت برای بیشتر شدن سودشان استفاده می‌کنند. این تکنیک به این صورت است که در شروع اصلاح، پوزیشن خود را می‌فروشند و در پایین‌ترین نقطه اصلاح دوباره وارد پوزیشن می‌شوند. اجرا کردن این تکنیک از تئوری آن سخت‌تر است و نیاز به اندیکاتورهایی مانند اندیکاتور اصلاح فیبوناتچی دارد.

چگونه از پوزیشن تریدینگ در ارزهای دیجیتال استفاده کنیم؟

از این جهت که عمر ارزهای دیجیتال در بازارهای مالی، به حدود یک دهه می‌رسد دارایی‌هایی نوپایی به حساب می‌آیند. تحلیل فاندمنتال هر ارز، کوین و پروژه‌ای در فضای کریپتو کارنسی مستلزم شناخت تیم پشت آن ایده و نقشه راه و عوامل دیگر است. این شناخت به درک بهتر روند حرکت نمودار به پوزیشن تریدرها کمک می‌کند.

اطلاعات پلتفرم‌ها و کوین‌هایشان را در کریپتوکده میهن بلاکچین بخوانید.

پوزیشن تریدینگ در ارزهای دیجیتال نیاز به نظم و صبر زیادی دارد. شرایطی را در نظر بگیرید که به عنوان مثال بیت کوین را در قیمت ۵,۰۰۰ دلار خریده‌اید. قیمت بیت کوین پس از مدتی به ۱۱,۰۰۰ دلار رسیده بعد از آن تا ۸,۵۰۰ دلار پایین بیاید. اگر استراتژی شما بر پوزیشن تریدینگ است پس باید در هردو این حالات، پوزیشن خود را نگه داشته باشید. در بازار کریپتوکارنسی باید در پستی‌ها و بلندی‌ها، در بازارهای گاوی و خرسی و به هنگام انتشار اخبار خوب و بد مفهوم باز و بسته شدن قیمت مفهوم باز و بسته شدن قیمت آن، باید صبر پیشه کرد و به هدف نهایی امیدوار بود. با اینحال این روش در بازار ارزهای دیجیتال طرفداران زیادی ندارد.

جمع بندی

پوزیشن تریدینگ را می‌توان طولانی‌ترین نوع ترید نامید، با این حال هولد کردن یا سرمایه‌گذاری به حساب نمی‌آید. در اینجا پوزیشن‌هایی برای هفته‌ها، ماه‌ها و حتی سال‌ها باید به صورت دست نخورده باقی بماند.این استراتژی در بازارهای مختلف قابل اجرا است و بیشتر بر تحلیل فاندمنتال تکیه دارد. اگرچه باید از ابزارهای تحلیل تکنیکال نیز استفاده کرد. این تکنیک بیشتر دنباله‌رو روند است و در نوسانات مقطعی بازار نباید دچار ترس و یا طمع شد. بهترین نقاط ورود در این استراتژی را می‌توان از طریق میانگین متحرک و سطوح حمایت و مقاومت در روند حرکت قیمت پیدا کرد. با این حال در معاملات هرگز نباید حد ضرر را فراموش کرد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا